تبلیغات
دلتنگی های ناتمام من - دل کندن اگر که کار آسانی بود/ فرهاد به جای بیستون، دل می کند!
دل کندن اگر که کار آسانی بود/ فرهاد به جای بیستون، دل می کند!
بالاخره  بعد از حدود دو سال موفق شدیم دایی جانمون رو ببینیم؛ همون دایی ای که قبلنا ماهی چند بار می دیدیمشون و تازه به خاطر همون اتفاق تلخ این دیدار نصیبمون شد. باز معرفت به خرج داده گفته حالا که تا این جا اومده قبل رفتن اقلا بیاد یکی دو دقیقه ما رو هم ببینه. برای چی این قدر دیر به دیر می بینیمش؟!!! خب واضحه برای این که الان دیگه اجازشون دست خودشون نیست. دست زندایی عزیزمونه(؟)!!!!!!!!! نمی دونید این دایی دوست داشتنی من چقدر محبوب بود. همه به سرش قسم می خوردن ...

خانوما و آقایون عزیز این قدردل کندن رو برا هم دیگه آسون نکنین خب؟ تعجبی نداره اینطور دل کندن ها تبدیل به عادت شه؛ هووم؟!! 
می خواهید طرف مقابل فقط مال خودتون باشن خب این هیچ اشکالی نداره. خودخواه باشید ولی دیگه زیادی خودخواه نباشید که...
چطور از طرف مقابلت انتظار داری خونوادش رو کمتر ببینه بعد اون نباید همچین انتظاری ازت داشته باشه هان؟؟؟؟!
تو دوست نداری خونوادش رو ببینی خب لااقل بزار خودش تنهایی بره ببیندشون.
این همه خودخواهی رو از کجا میارین واقعا؟
برا خودتون و همدیگه احترام قائل باشین دیگه.
گاهی منطقی باشین 
 منصف باشین خب؟!
 مردان عزیز شما هم زیادی زن ذلیل نباشین لطفا. تو رو به خدا یه کم محکم باشین...
(اضافه می کنم که گاهی برعکس این ماجرا هم صادقه ...)


« آن چه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران نپسند؛ با دیگران چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار شود» امام علی (ع)

+ راستش نمی دونم بیتِ عنوان پست از کیه. همین طوری به ذهنم اومد و نوشتمش! بیت قشنگیه...
++ دو برد آخر استقلال مقابل السد و پیروزی خیلی چسبید. یادش بخیر یه زمانی تموم بازیهاشو دنبال میکردم...هعععی...
+++ ولنتاین رو به همه عشاق تبریک می گم...
++++ دخترک عزیز دلم برات خیلی تنگ شده بود. مرسی که خبری از خودت بهم دادی. برای خوبی حالت و خوشی دلت دعا می کنم. گفتم شاید واقعا حوصله خوندن ایمیلو نداری اینجا برات نوشتم. تو هم برام دعا کن.
+++++ تو اخبار استانی دیدم یه روستایی رو تازه برق کشی کردن. حالم خیلی بد شد. ماچند روز پیش برقامون برا چند ساعت قطع بود کلافه شده بودیم اون وقت خیلی ها تازه الان برق دار شدن. حالم بد شد وقتی دیدم تازه الان با اون ذوق و شوق چراغاشون رو روشن می کنند و بچه ها دارن تلویزیون تماشا می کنند. 
++++++ خدایا یه دو دقیقه میای پایین بغلم کنی با هم گریه کنیم؟!

خیلی طولانی شد. حوصله نداشتم ولی باید می نوشتم.

موضوعات: خودم نوشت ،
[ یکشنبه 24 بهمن 1395 ] [ ساعت 18 و 51 دقیقه و 10 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]


پشتیبانی