پذیرفتن؛ مساله این است!
دیروز دلمان گرفته بود و در این بین نمی دانم از کجا خدا دوست جان را فرستاد و خنده را بر لبانم نشاند.
هیچ وقت دلم نخواسته این ضرب المثل دل به دل راه دارد را باور کنم. اکثر وقت هایی که خواسته ام این اتفاق بیفتد نیفتاده. به نظرم خیلی هم دل به دل راه ندارد...
خلاصه که قرار شد سه نفری روزمان را با هم بگذرانیم. قرارمان در کتابخانه بود :) کتابهای دلبری گرفته ام که لحظه شماری می کنم برای خواندنشان اگر وقت کنم؟! نه این که خیلی کار دارم ها، نه...!
به نظرم هر سه مان گرفته بودیم با وجود لو ندادن هایمان؛ باید بپذیریم که گاهی هم پیش می آید که نمی توانیم حال همدیگر را خوب کنیم...
نه این که نخواهیم...
شاید همیشه هم خواستن توانستن نیست! نمی دانم!
خدا را شکر که همدیگر را داریم...
بگذریم... 
بر لب جوی؟! نشسته گذر عمر دیدیم...
   

+ سمت چپ  گوشه ی بالایی تصویر را با دقت نگاه کنید و ردش را بگیرید... به صورت اتفاقی این حرکت  ثبت شده. سحری استعداد وافری در این کار دارد و ما را وا می دارد تا هنرمندیش را به تماشا بنشینیم و گذر عمر را سعی می کند هیجان انگیزناک کند! با رقص سنگ روی آب!
+ تصویر مضحکی هم اضافه خواهد شد که امروز کلی به خنده مان انداخت. متاسف شدیم برای متفکران! شهرمان!

+ تغییر کردن خیلی خیلی سخت است.
+ دلم برای خودم می سوزد وقتی دلم برای خودم می سوزد...
++ سیمین بهبهانی
 دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
گر از قفس گریزم کجا روم کجا من
کجا روم که راهی به گلشنی ندانم
که دیده برگشودم به کنج تنگنا من
نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من... هوای گریه با من...
+ از امروز هوا پاییزی تر شده. خنک تر و نم نم باران هم غافلگیرمان کرد. احساس می کنم که به خاطر این هوا، حال مسافرها خیلی خیلی خوب است. امیدوارم که بهشان خوش بگذرد... 
+ از آهنگ های پیشنهادی خودم هم خواهم نوشت به زودی...
+ به قول محمود وزیری؟! :)))) تا چه پیش آید زین پس...

موضوعات: خودم نوشت ،
برچسب ها: گذر عمر ، دوستی ، دلم گرفته ،
[ پنجشنبه 26 مرداد 1396 ] [ ساعت 18 و 05 دقیقه و 21 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]


پشتیبانی