مردِ صد ساله ای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد/ یوناس یوناسن/ فرزانه طاهری
رمان درباره ی مرد صد ساله ای به نام آلن کارلسن است که بدون نقشه ی قبلی در روز تولد صد سالگی اش از خانه ی سالمندان فرار می کند و...
کتاب متشکل از فصل هایی است که به طور متناوب به اتفاقاتی که این فرار پیش می آورد و گذشته ی هیجان انگیز این مرد می پردازد. نویسنده به شکل بسیار بامزه ای این شخصیت را درگیر اتفاقاتی می کند تا با تعدادی از اشخاص مهم سیاسی هم نشین شود و  بسیاری از مسائل و اتفاقات سیاسی و تاریخی قرن بیستم را بیان می کند ...
در قسمتی از نوشته پشت جلد کتاب یوناسن گفته است که این کتاب به نحوی هوشمندانه بسیار ابلهانه است! و آلن قهرمان داستانش را منِ دیگر خود می بیند که باها دست به دامن او شده تا از پنجره فرار کند و زندگیش را به کلی تغییر دهد.
رمانی سرراست، مفرح و شگفت انگیز و گاه حتی قهقهه آور که با هوشمندی و تخیل غنی شخصیت اصلی اش را ناخواسته در میانه مهم ترین رخدادهای تاریخی قرار می دهد. آلن کارلسن سرحال و سهل گیر و "باری به هر جهت" نمونه ای به یادماندنی به دست می دهد که "هیچ وقت برای شروع دیر نیست".

کتاب بی نظیری بود؛ خیلی خیلی خوش خوان، جذاب و فوق العاده دوست داشتنی و بامزه.
طرح جلدش رو دوست داشتم همینطور نوشته ی پشت جلدش رو. 
کلا کتابیه که حال آدمو خوب می کنه!
اقتباسی هم داره که خیلی دوست دارم ببینمش.

* به شدت توصیه می کنم که بخونیدش.

چند تا جمله ی خوب از این کتاب:
- انتقام انگیزه ی حقیری برای ادامه ی زندگی است.
- رهبری یک ملت زمانی آسان تر است که آن ملت پشت آدم باشند.
- آدم ها می توانستند هر طور دلشان می خواست رفتار کنند اما به نظر آلن در کل اصلا وقتی آدم می تواند عبوس نباشد لازم نیست که باشد.

موضوعات: معرفی کتاب ،
[ پنجشنبه 21 دی 1396 ] [ ساعت 12 و 19 دقیقه و 17 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]


پشتیبانی