تبلیغات
دلتنگی های ناتمام من - سیزده - پنجاه و نه/ سید احمد حسینی
سیزده - پنجاه و نه/ سید احمد حسینی
اشعاری مربوط به جنگ و شهدا و ...
به جرآت می تونم بگم ابیاتی که تو این کتاب خوندم از بهترین هائیه که تو این حوزه خوندم. دوستشون داشتم. متفاوت بودند و بعضی هاشون در عین سادگی به شدت کنایی.

#زهرا
 نام بهشت کوچکی است
پدر
که برگشت
آغوش بهشت زهرا
بزرگ شده بود
میکروفون
به جای همه حرف می زد
- وقی گلوی حسین را می بریدند
زینب دستش را 
روی صورت بچه ها گذاشت
وقتی 
کفن را باز کردند
آر پی جی سر پدر را 
برده بود
- عزیزان اتوبوس آماده حرکت است
تمام راه به دست های عمه ام نگاه می کردم
که چقدر با گوشی همراهش                      
                                       مهربان بود

# حسودی می کردند فرشته ها
وقتی به جای مُهر
روی مین سر گذاشتی

# چگونه می توانم 
قبول کنم
100 گرم استخوان 
تمامِ توست

موضوعات: معرفی کتاب ،
[ جمعه 29 دی 1396 ] [ ساعت 17 و 46 دقیقه و 36 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]


پشتیبانی