نور شعله ور/ تریسی شوالیه/ شیوا مقانلو
خانواده ای روستایی پس از مرگ پسرشان به پیشنهاد مدیر یک سیرک به لندن می آیند تا زندگیشان رنگ دیگری بگیرد. جم پسر خانواده با دختری به نام مگی و مردی به نام ویلیام بلیک آشنا می شود که یک شاعر و نقاش آزادی خواه است... 
 این کتاب رو هم تقریبا با فاصله اندکی از "دختری با گوشواره مروارید " خوندم اما این کتاب به گرد پای " دختری با ..." هم نمی رسه. سبک خاصی که تریسی شوالیه داره تو این کتاب هم مشهوده. توصیفات متفاوت و روایت زندگی یک انسان معروف در لابلای یک داستان! 
با این حال از اون کتابایی نیست که حس خاصی بهش داشته باشید. یک کتاب متوسط و معمولی! طرح جلدش هم خیلی نچسبه! 
تو لندن هیچ جا نبود که بشه از دست آدما در بری.
اما همه جا آدم هست بالاخره، نیست؟ کجا بدون آدمه؟
جم نخودی خندید: همه ی جاهای دیگه. مزرعه ها و جنگل ها و آسمون. می تونم تمام روز همچین جاهایی باشم؛ شاد و خرم.
اما اگه آدم هایی اطرافت نباشن، اون چیزها هم هیچ معنایی نداره.
به گمونم همین طوره...
+ خیلی وقته کتابی معرفی نکرده بودم هرچند که این مال مدتها پیشه ولی گفتم یه کم حال و هوای وب گرفته ام رو عوض کنم !
حماسه حسینی خوندنش طول می کشه! فکر می کنم دوباره باید یه سر به کتابخونه بزنم!

موضوعات: معرفی کتاب ،
[ سه شنبه 18 مهر 1396 ] [ ساعت 10 و 42 دقیقه و 00 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
دختری با گوشواره مروارید/ تریسی شوالیه
داستان در مورد گرت دختری هلندی در قرن هفدهم و از خانواده ای فقیر است که که به خاطر نابینا شدن پدرش برای خدمتکاری به خانه یک نقاش (ورمر) می رود .او علاوه بر امور عمومی منزل، مسئول نظافت اتاق کار نقاش است. اتاقی که چون صحنه ی مدل هاست نباید کوچکترین تغییری در آن به وجود بیاید. گرت روحی هنرمند دارد و در همان چند برخورد اول، مجذوب و عاشق ارباب خود می شود و انگار  نقاش نیز عاشق اوست .... اما هیچ گاه حرفی از این عشق به میان نمی آورد. گرت بعد از مدتی به این نتیجه می رسد که دوست نقاش حق داشته و نقاش به چیزی بیش از نقاشیش اهمیت نمی دهد و اگر در حال حاضر برای او اهمیتی قائل است تنها برای این است که دنیای او به گرت نیاز دارد ...... از طرفی پیتر که پسر یک قصاب است و خانواده گرت به او از نظر مالی نیاز دارند، به او علاقه مند می شودو در این ایام است که دوست نقاش که مردی هوس ران است از ورمر می خواهد تا پرتره ای از او و گرت بکشد و …

+ تریسی شوالیه نویسنده این کتاب با تخیلات خودش این داستان رو برای  تابلوی معروف ورمر نوشته. یک داستان کلاسیک و بسیار لطیف. جزئیات به خوبی به تصویر کشیده شده و به علت سادگی بیان به هیچ وجه از خوندنش خسته نمی شید. داستانیه بسیار تاثر انگیز و من بهتون قول میدم که اگه از خوندن جین ایر و آثار جین آستین لذت بردین، بی شک از این کتاب هم خوشتون میاد. بعدش هم توجه کنید که من هر کتابی رو با این آثار دوست داشتنی مقایسه نمی کنما.
 فیلمی هم از این  کتاب در سال 2003 اقتباس شده که اقتباس موفقی بوده .

+ تابلوی دختری با گوشواره مروارید که به آن مونالیزای شمالی هم می‌گویند اثر ورمر(نقاش قرن هفدهم شهر دلفت هلند) هست .
این تابلو تنها اثر وی است که با دیدی کلی شکل گرفته . آن چه که  هنوز هم در هاله‌ای از ابهام قرار دارد، دختر جوانی است که مدل این تابلو بوده. ورمر نقاش فقیر و گمنامی بوده و سالها بعد از مرگ معروف می شود و به همین خاطر اطلاعات زیادی از زندگیش در دست نیست . وی مردی کم حرف وخلوت گزین بوده و در دهه چهارم زندگیش درگذشته است. پس ازاو، همسر و یازده فرزندش ماندند و مقدار زیادی بدهی ؛کاتارینا برای پرداخت بدهی ها،تمام تابلو هارا به کاسبان بخشید و به این ترتیب آثار ورمر به دست طبقاتی مختلف ازاجتماع افتاد.تعداد کم تابلوهای او نشان می دهد که بسیار کند کار می کرده و فقر خانواده اش هم به همین علت بوده. ورمر به خاطر ازدواج با کاتارینا مذهبش را از پروتستان به کاتولیک تغییر داده.

+ موقع خوندن مطالبی درباره این تابلو و کتاب، نویسنده یه سایتی نوشته بود که با فتوشاپ گوشواره رو از تصویر حذف کرده و نتیجه اش غیر قابل باور بوده؛ یعنی با حذف گوشواره، تابلو یک چیز اساسی و بزرگی رو از دست داده.

کلیک کنید تا 37 تا از نقاشیهای ورمر رو ببینید

موضوعات: معرفی کتاب ،
[ دوشنبه 25 مرداد 1395 ] [ ساعت 12 و 25 دقیقه و 25 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]


پشتیبانی