گاهی وقت ها خود را به بی خیالی زدن هم خوب است :|
حواسمم پرت کرد! 
اما مهم تر و بیش تر از اون یادم آورد که من آرزومو یادم رفته بود... آرزومو یادم رفته بود... آرزومو یادم رفته بود... یادم رفته بود...هه...هعیییییییییییی!

به کسی که آرزوشو یادش رفته بود چی میگن؟ یه آدم نادونِ گیجِ بی فکر؟!!! نه؛ نه ناقصه! چی میگن؟! هیچ صفتی به ذهنم نمی رسه که توصیفم کنه!


# حواسم پرت بوده که کامنت دهی پست قبلی رو گذاشته بودم که فعال بمونه و میشه شما این بی فکری منو ببخشید دوستای ماهم؟!! جوابتونو خصوصی تو وب خودتون میدم. شرمنده ام

موضوعات: خودم نوشت ،
برچسب ها: خدا ،
[ دوشنبه 17 مهر 1396 ] [ ساعت 12 و 31 دقیقه و 39 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
باشه؟!
حواسمو پرت می کنی؟!

یه جای دور...! 

خیــــــــــلی دوووووووووووووووووور...!

یا به یه رویای نزدیک؟!

 هوووووم؟!

فقط حواسمو پرت کن...

محکم پرتش کن...

درست نشونه بگیر 
 
فقط به هدف بخوره...

حواس پرت نشم.

آماده ام....
و 
منتظر...

حواسمو پرت کن.

موضوعات: خودم نوشت ،
برچسب ها: حواس ، حواسمو پرت کن ، خدا ،
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ ساعت 19 و 04 دقیقه و 33 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
آن چه خدا خواست همان می شود...
گاهی شرایطی باعث می شه آدم یه تصمیمی رو بگیره یا نگیره! این تصمیمی که می گیره از روی میل و خواست خودش نیست... بعدها متوجه می شه که شایدم خوب شد که این جوری پیش رفت اما یه نکته هست و اونم این که کاش خدا از همون اول نمیذاشت که همچین شرایطی باشه و کاش اون تصمیمی رو که میل دل بود به صلاحش میدونست....

آن چه دلم خواست نه آن می شود....
" علامه طباطبایی

موضوعات: خودم نوشت ،
برچسب ها: دل ، خدا ، تصمیم ،
[ جمعه 14 مهر 1396 ] [ ساعت 11 و 38 دقیقه و 07 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
چشم برندار ازم
 کاااااش خدا حواسش بیش تر بهمون باشه. یعنی حواسش که هست ما یادمون میره. کاش بیش تر یادمون بندازه که هست؛ خودش وحواسش ...
همین!

موضوعات: خودم نوشت ،
[ سه شنبه 2 خرداد 1396 ] [ ساعت 12 و 43 دقیقه و 15 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
خدایا شکر...
امروز واقعا خطر از بیخ گوشم گذشت.
نزدیک بود با آب جوش خودمو بسوزونم بد جور.
خدا حواسش خیلی بهم بود... یعنی خیلی.
خدایا شکرت...
خدایا خیلی خیلی شکرت.

+آهنگ وب عوض شد. دوست داشتید گوش کنید. آهنگ بیکلام الهه ناز.

موضوعات: خودم نوشت ،
[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ ساعت 18 و 05 دقیقه و 40 ثانیه ] [ مهناز ] [ نظرات () ]
بیا قرآن بخونیم...
هر روز کارهای مختلفی انجام می دیم... انقدر دچار روزمرگی می شیم که خودمون رو هم یادمون میره...

با ذوق و شوق چند ساعت تو اینترنتیم، چند ساعت فیلم می بینیم، موسیقی گوش میکنیم...

کلی متن، شعر و کتاب های مختلف می خونیم واون وقت یادمون میره یا حوصله نداریم که بهترین کتاب رو برداریم و شده حتی دو سه آیه ازش بخونیم... (خاک می خوره به روی طاقچه هامون قرآن).

من از امروز تصمیم گرفتم که هر روز چند آیه از قران رو بخونم... حتی شده یه آیه...

می خوام تصمیمم یادم بمونه...و برای اینکه تنبلی هم نکنم که وقت نداشتم و از این حرفا و خودمو گول بزنمو توجیه کنم یه نرم افزار هم دانلود کردم که بتونم رو تصمیمی که گرفتم وایستم همین...

                        

موضوعات: خودم نوشت ،
برچسب ها: قرآن ، خدا ، آیه ، سوره ، تلاوت ، قرائت ،
[ پنجشنبه 14 آبان 1394 ] [ ساعت 18 و 47 دقیقه و 14 ثانیه ] [ مهناز ] [ دلتنگی () ]
نورا/ 1380
بازیگران فیلم: ‌محمد عباسی، معصومه یوسفی، فرهاد آئیش و مائده طهماسبی.
به نویسندگی و کارگردانی محمود شولیزاده، سال 1380.
فیلم درباره ی خانواده‌ایه که در بالای کوه زندگی می‌کنند و امورات خودشون رو  از راه زغال‌فروشی می‌گذرانند.  نورا طی حادثه ای فلج می شه و برادرش، نیاز، خودش رو مقصر می دونه و با تلاش زیادی که می کنه نورا رو بالای کوهی که امام زاده ای اونجاست می رسونه تا شفا بگیره...
پریشب این فیلمو به لطف شبکه ی استانیمون دیدم . فیلم جالبی بود ولی فکر نمی کردم مال دهه ی هشتاد باشه... قدیمی تر نشون می داد.بازی بازیگرا عالی بود؛ به خصوص این پسر و دخترکوچولو... عشق بین این خواهر و برادر فوق العاده دوست داشتنی بود...تقدیرنامه شانزدهمین دوره از جشنواره فیلم کودک و نوجوان هم به معصومه یوسفی (نورا) تعلق گرفته. یه دیالوگ زیبا از این فیلم، البته اگه درست یادم مونده باشه:
              نورا: مادربزرگ می گفت خدا همه جا هست، تو قلب تو، تو قلب من،          
                                     پس چرا خدا منو نمی بینه...                                                
  
             
         حیف که فقط تونستم این دو تا عکسو پیدا کنم... عکس نورای خوشگلو پیدا نکردم...

موضوعات: معرفی فیلم ،
برچسب ها: نورا ، نیاز ، فیلم ، خدا ، معجزه ، دعا ،
[ پنجشنبه 7 آبان 1394 ] [ ساعت 16 و 23 دقیقه و 57 ثانیه ] [ مهناز ] [ دلتنگی () ]
خدا می بیند...
               

موضوعات: متفرقه ،
برچسب ها: سوره علق ، آیه 14 ، خدا ، انسان ، god ، ALLAH ،
[ دوشنبه 20 مهر 1394 ] [ ساعت 14 و 25 دقیقه و 32 ثانیه ] [ مهناز ] [ دلتنگی () ]


پشتیبانی